post
بعد از سالها دخترک کبریت فروش را دیدم بزرگ و زیبا شده بود
به او گفتم کبریتهایت کو؟میخواهم این سرزمین را به اتش بکشم>
خنده تلخی کرد و گفت کبریتهایم را نخریدند
سالهاست که تن میفروشم!میخری؟

[ پنجشنبه 08 اسفند 1392 ] [ 23:50 ] [ bita038 ]
[
ارسال نظر(1)
]