post
ای رهگذر منگر چنین بیگانه بر گورم
چه میخواهی چه میجوئی از این کاشانه غورم؟
چسان گریم؟ چسان گویم؟ حدیث قلب رنجورم
ازین خوابیدن درزیرسنگ وخاک خون خوردن
نمی دانی چه می دانی که آخر چیست منظورم؟
بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

[ پنجشنبه 08 اسفند 1392 ] [ 19:45 ] [ bita038 ]
[
ارسال نظر(0)
]